تبلیغات
همه چیز از همه جا
 
درباره وبلاگ


سلام
ممنون که به وبلاگ من سر زدید مطالبو حتما با دقت بخونید.
حتما نظر بدید.

مدیر وبلاگ : محمد حاجی زاده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همه چیز از همه جا
تلاش نکن تا شکست نخوری




درگذشت همزمان زوج عاشق بعد از 62 سال

یک زوج اهل کالیفرنیای آمریکا پس از 62 سال زندگی مشترک تقریبا همزمان در یک بیمارستان و دست در دست هم از دنیا رفتند.
دان و مکسین سیمپسون اهل شهر بیکرزفیلد به فاصله چهار ساعت از یکدیگر درحالی که تا آخرین لحظات دست هم را می فشردند درگذشتند.
ملیسا اسلون گفت که اول مادربزرگش درگذشت و وقتی پیکر او را از اتاق خارج کردند پدربزرگش هم از دنیا رفتاو به شبکه کی ای آر او گفت: "دان فقط می خواست که با همسر نازنینش باشد. او عاشق مادربزرگ ما بود، و تا آخر زندگی این عشق ادامه داشت."

دان ۹۰ ساله و مکسین ۸۷ ساله بودند.

عشق میتونه همه چی رو تغییر بده،پس با عشق زندگی کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 خرداد 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()
از کجا میشه مطمئن شد یه زمانی دایناسورها روی زمین برای خودشون زندگی
می کردن؟ نه تا حالا کسی از دستشون فرار کرده نه ماشین زمان وجود داشته که بشه برگشت عقب و اونها رو دید. اما
راه حل هایی برای درك وجود اونها با حواس پنجگانه وجود دارن. می تونیم سنگواره یا فسیلی که از اونها باقی مونده
رو با چشم ببینیم. معلومه که این سنگواره ها نه میتونن راه برن نه میتونن بپرن. اما چون می تونیم بفهمیم که این باقی
مونده اونها چطور شکل گرفته، پس می تونیم بفهمیم که میلیونها سال پیش چه اتفاقی رخ داده. ما متوجه شده ایم که
آب و املاح معدنی پس از نفوذ در لاشه هایی که در بین گل و لای، قبل از تشکیل سنگها قرار گرفتن، با جایگزینی
کریستال مواد معدنی به جای اجزا و اتمهای بدن اصلی جانور، طرح اسکلت و بدن رو به صورت ردی بر روی سنگهای
آینده شکل میدن.
پس ما با اینکه دایناسورها رو مستقیم با حواس پنجگانه نمی تونیم ببینیم، می فهمیم که اونها یه زمانی وجود داشتن.
در واقع شواهد و مدارك موجود و آثار ماقبل تاریخی هستن که ما رو به سمت درك وجود شون هدایت میکنن.
میشه فرض کرد یک تلسکوپ هم مثل یک ماشین زمان عمل میکنه:
وقتی ما به چیزی نگاه می کنیم در واقع شعاعی از نور
می بینیم و میدونید که نور خودش نیازمند
زمان برای حرکته. اینکه شما نور
رعد و برق رو زودتر از
شنیدن صداش می بینید
یعنی سرعت نور بیشتر
از سرعت صوته.
نور خورشید هم تا رسیدن به ما حدود هشت دقیقه در راهه. یعنی اگه
خورشید منفجر بشه، تصویر این فاجعه هشت دقیقه بعد توسط ما دیده
میشه که لحظه پایان زندگی ماست! همینطور برای نزدیک ترین ستاره
اگه همین الان با تلسکوپ بهش (Proxima) به ما یعنی قنطورس
نگاه کنید چیزی که می بینید تصویر چهار سال پیش اونه (یعنی اگه با
سرعت نور کسی حرکت کنه، چهار سال توی راهه تا بهش برسه). ولی
ستاره ها باز هم توی کهکشان هستن. اگر همین الان از نزدیک ترین
با تلسکوپ به (Andromeda) کهکشان به اسم امرأةالمسلسله
کهکشان خودمون یعنی راه شیری نگاه کنیم، انگار سوار یه ماشین
زمانیم که وقایع دومیلیون و پانصدهزار سال پیش زمین رو نشون میده!
چون فاصله اون از ما دو میلیون و پونصد هزار سال نوریه.
پس اگه یه آدم فضایی از یه جایی با فاصله دویست و هشتاد
میلیون سال نوری از ما زندگی کنه، همین الان میتونه با تلسکوپش
روی زمین دایناسورها رو ببینه چون نورهای اون موقع به چشمش
میرسن. راستی موجودات فضایی وجود دارن؟ ما ازشون نه چیزی
دیده ایم و نه شنیده ایم. ممکنه یه روزی یه کسی با اختراع
تلسکوپ خیلی قوی تر، بتونه پیامی از موجودات هوشمند فضایی
دریافت کنه. اما تا اونجایی که الان می تونیم با حواس پنجگانه و
با کمک ابزارها بفهمیم، اونها وجود ندارن. شاید یه روزی بتونیم
وجودشون رو اثبات کنیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 خرداد 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()

داستان:انتخاب همسر شاهزاده.گل صداقت

دویست و پنجاه سال قبل از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت.با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.وقتی خدمتکار پیر قصر این موضوع را شنید غمگین شد،چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود.دختر گفت:منم به مهمانی خواهم رفت.مادرش گفت:تو شانسی نداری،نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا.دختر جواب داد:می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمیکند،اما فرصتی است که دست کم او را یکبار ببینم.روز موعود فرا رسید و همه آمدند.شاهزاده رو به دختران گفت:به هر یک از شما دانه ای میدهم،کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد ملکه آینده چین می شود.همه دختران دانه ها را گرفتند و رفتن.دختر خدمتکار هم دانه را گرفت و در گلدان کاشت.سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد.دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گل کاری را به او آموختند،اما بی نتیجه بود،هیچ گلی نرویید.روز ملاقات فرا رسید.دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی با رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند.لحظه موعود فرا رسید و شاهزاده گلدان ها را بدقت برسی کرد و دختر خدمتکار را همسر خود معرفی کرد.همه اعتراض کردند که شاهزاده دختری را انتخاب کرد که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده بود.شاهزاده توضیح داد:این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراطور میکند: "گل صداقت".همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند و امکان نداشت از آنها گلی سبز شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 خرداد 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()

سرهنگ و ستوان زیر دستش سوار قطار شدند.تنها صندلی های خالی در کوپه رو به روی خانم جوان و زیبا و مادر بزرگش بود.سرهنگ و ستوان روبروی آن خانم ها نشستند.قطار راه افتاد و وارد تونلی شد.حدود ده ثانیه تاریکی محض بود.در آن لحظات سکوت،کسانی که در کوپه بودند دو چیز شنیدند:صدای بوسه وسیلی.هر یک از افراد داخل کوپه تعبیر خودش را داشت.خانم جوان در دل گفت:از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادر بزرگم او را کتک زد خیلی خجالت کشیدم.مادر بزرگ به خود گفت:از آنکه، آن نوه ام را بوسید کفرم در آمد ولی افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن داشت.سرهنگ که آنجا نشسته بود فکر کرد که ستوان جسارت زیادی داشت که آن دختر را بوسید اما چرا من اشتباهی سیلی خوردم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 خرداد 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()

روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتن.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیر های روز نامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور شدنشان {راز خوشبختیشان}را بفهمند.سردبیر میگه:آقا واقعا این باور کردنی نیست؟یه همچین چیزی چطور ممکنه؟! شوهره روزای ماه عسل رو بخاطر میاره و میگه:برای ماه عسل به شمیلا رفته بودیم.اونجا برای اسب سواری هر دو،دو اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بودولی اسب همسرم یکم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم از رو زین افتاد.همسرم بلند شد و خودشو جمع وجور کرد و پشته اسب زد و گفت: "این بار اولته" دوباره سوار اسب شد و راه افتاد.بعد مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:"این بار دومت".بازم راه افتادیم.وقتی که اسب برای سومین بار همسرمو انداخت،همسرم خیلی با آرامش تفنگشو از تو کیف در آورد و به اسب شلیک کرد و اونو کشت.سر همسرم داد کشیدم و گفتم:چیکار کردی روانی؟حیوون بیچاره روکشتی.دیوونه شدی؟همسرم با خونسردی نگاهی به من کرد و کفت:"این بار اولت"





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 خرداد 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()

رفقات کم باشن اما تک باشن.به سلامتی رفیقای خوبم که کمن ولی تکن.....

........

در این دنیای نامردان مه مردانش عصا از کور میدزدند.من ساده لوح خسته محبت آرزو کردم!

.......

از هر چه ترسیدیم سرمان آمد!!.بیایید کمی هم از"خوشبختی"بترسیم.

.......

به سلامتی مگس که یادمون داد زیاد که دزر کسی بگردی آخرش میزنه تو سرت.

.......

از سگ کمتر است،وقتی به وفاداریش اعتمادی نیست.غلاده اش را باز کن،بگذار برود،سگ ولگرد هر عابری را چند قدمی همراهی می کند.

.......

جارو برقی با اینکه میدونه زباله راه نفسشو میبنده بازم هورتش میده.جارو برقیتیم آشغال

.......

از روی کینه نیست که خنجر به سینه ات میرنند،این مردمان تنها به شرط چاقو دل میخرند.

.......

فردی به خدا گفت:اگر تو سرنوشت مرا نوشتی پس دیگر چرا آرزو کنم!خدا پاسخ داد:شاید نوشته باشم هر چه آرزو کرده باشم....
.......

اگر بعد از هر لبخندی خدا را شکر نمیکنید حق نخواهید داشت بعد از هر اشکی از او گله مند شوید...

........

روی تمام برگ درختان نوشتم دوستت دارم،ولی چه فایدهبزل همسشه خردن!

.......

قطار راهت را بگیر و برو،نه کوه دیگر توان ریزش دارد نه ریز علی پیراهن اضافه.

روزگار،روزگار دیگریست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 خرداد 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()

عجیب ولی واقعی

 

این داستان،یکی از 10داستان راه یافته به مرحله نهایی دومین جشنواره داستان کوتاه پایداری است.

زن جوان انباری را گشت و صدا زد:ایوب.ایوب بازی تمومه مامان .اینقدر منو حرص نده.فکر می کنم رفتی تو کوچه ،دوباره گم شدی.اون وقت آواره کوچه و خیابون می شم ها!.......صدایی به گوش نرسید.زن جوان از زیر زمین بیرون آمد.توی باغچه نگاهی انداخت و پشته بوته ها را هم گشت.نگاهی به ایوان انداخت.نگاهی به بشکه های گوشه ی حیاط.به سمت آنها رفت.خم شد و پشت بشکه ها را نگاهی انداخت.پسرک پشت بشکه ها بود.توی خودش چمپاته زده بود و با نگاهی از سر شیطنت به زن نگاه میکرد.زن گفت:خدا بگم چیکارت نکنه ایوب!....دوباره هول به دلم انداختی.فکر کردم دوباره گم شدی.مگه نگفتم دیگه از این کارا نکن.ایوب از سر خنده ریسه می رود.زن دستش را دراز می کند تا پسر را از پشت بشکه ها بیرون بیاورد.

ایوب.....ایوب.... ایوب....کجایی مادر؟! بسه دیگه خودتو نشون بده.هن هن کنا ندر حالی که از پا درد می نالد از پله ها پایین می رود.پشت جعبه ها را نگاه میکند.پشت قالی پوسیده لوله شده را.توی کمد آهنی زنگ زده را و صدا می زند:ایوب،بازی بسه دیگه مادر.بیا بیرون هر جا قایم شدی.اینقد تنه منو نلرزون! فک می کنم رفتی تو کوچه گم شدی،اون وقت با این پا دردم دوباره آواره کوچه خیابون میشم ها!.صدایی به گوش نمی رسد.پیر زن  از زیر زمین بیرونمی  آید.توی باغچه نگاهی می اندازد و پشته بوته ها را هم می گردد.نگاهی به ایوان می کند.نگاهی به بشکه های گوشه ی حیاط.به سمت آنها میرود.خم می شود و پشت بشکه ها را نگاهی می اندازد.سرباز جوانی پشت بشکه هاست..توی خودش چمپاته زده و با نگاهی از سر شیطنت به پیرزن نگاه می کند.پیر زن می گوید:خدا بگم چیکارت نکنه ایوب. دوباره هول به دلم انداختی.فکر کردم دوباره گم شدی.مگه نگفتم دیگه از این کارا نکن.ایوب می خندد.پیرزن دست دراز میکند تا سرباز جوان را از پشت بشکه ها بیرون بیاورد.

پیرزن در اتاق روی سجاده نشسته است و تسبیح می اندازد.پشت سرش قاب عکسه بزرگی روی دیوار به چشم می خورد.در قاب عکس،جوانی در لباس سربازی لبخند می زند.زیر عکس با حروفی بزرگ نوشته شده اشت:

"شهید مفقود ایوب یاوری"

امروز،چهارمین بار است که پیرزن زیر زمین،انباری و پشت بشکه ها را به دنبال ایوب گشته است.

شادی روح "شهدا"صلوات





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 خرداد 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()
لره میره تو جنگل یه خرس می افته دنبالش لره فرار می کنه میره بالا درخت خرسه میگه هوووی بیو پایین لره میگه می تو لری خرسه میگه ما حیوونا همه لریم فقط خره که ترکه.
........
به لره میگن دو ضربه در دو چند میشه میگه چهار.چهارتا گردو بش میدن بعد میگن حالا سه سه تا لره میگه یه گونی.
........
لره دکتر میشه از تو اتاق عمل میاد بیرون به پسرمریض میگه بابات کور شده،فلج شده و حافظه شم از دس داده پسره می افته رو زمین لره میگه شوخی کردم بابات مرد
.......
لره تو خیابون رد میشده یه دشداشه عربی میبینه میگه نانم کی عرب خه پوسشه انداخت ره
.......
سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:
۱- خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
۲- خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی
۳- خوابیدن با چشمای باز وقتی معلم داره درس می ده
......

داشتم با تبلت پسر عموم “Angry Beards” بازی میکردم !

بابام اومد بقلم نشست ، یه سری تکون داد زیر لب گفت :

” آخرشم کفتر باز دیجیتالی شد”

.........

همسایمون اسمش “طلا”ست

توی “نقره” فروشی کار میکنه

تازگیارفته برنزه کرده…!

فکرکنم اخر با مِسی ازدواج کنه

بچه شم شکل استیلی میشه !

........

ﺭﻭﺯﺍﻱ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﺯﻧﮓ ﺳﺎﻋﺘﻤﻮ ﺭﻭﻱ ﺳﺎﻋﺖ

ﻫﻔﺖ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻣﻴﮑﻨﻢ

ﺯﻧﮓ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺎ ﻣﻴﺸﻢ ﺑﻬﺶ ﻣﻴﮕﻢ ﮔُ*ﻪ ﻧﺨﻮﺭ!

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻴﺨﻮﺍﺑﻢ ^-^ ای حال میده !



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 خرداد 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()
روزی مردی پولدار که مشکل چشم درد داشت نزد راحبی مسیحی رفت و دردش را به او گفت.راحب به او گفت که تا یک ماه باید همه چیز را سبز ببینی.مرد دستور داد تا خانه وتمام وسایل خانه اش را سبز کنند و تا یک ماه از خانه بیرون نرفت.او بعد از یک ماه خوب شد.راحب نزد آن مرد رفت و دید که همه جا سبز است نگاهی به مرد کرد و خندید و گفت:لازم نبود همه جا رو سبز کنی فقط یک عینک سبز لازم بود.





"برای اینکه درست بشیم لازم نیست کل دنیا رو تغییر بدیم فقط خودمونو تغییر بدیم کافیه"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()
1.ترجیح میدهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم.{دکتر شریعتی}
2.من تو را دوست دارم،تو دیگری را و دیگری،دیگری را پس در این میان همه تنهاییم.{دکتر شریعتی}
4.آنانی که همیشه در آرامش هستند لا ابالی ترین آدمهایند.{ارد بزرگ}
5.آرامش اگر همیشگی باشد سستی و پلشتی را در پی دارد.{ارد بزرگ}
6.آرمش همیشه کسل کننده است،گاهی طوفان هم لازم است.{فردریش نیچه}
7.اعتراف به ناتوانی بزرگترین توانایی است.{ناپلئون بناپارت}
8.باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست.{کوروش بزرگ}
9.کارتان را آغاز کنید ،توانایی انجامش بدنبال می آید.{کوروش بزرگ}
10.اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.{کوروش بزرگ}
11.انسان همان میشود که اغلب به آن فکر میکند.{کوروش بزرگ}
12.روزگاریست که شیطان فریاد می زند:آدم پیدا کنید سجده میکنم.{کوروش بزرگ}
13.باید دنبال شادی ها گشت چرا که غم ها خودشان ما را پیدا می کنند.{فردریش نیچه}
14.یک خانواده شاد چیزی جز یک بهشت زود رس نیست.{جرج برنارد شاو}
15.اگر تمام شب برای دیدن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد.{ویلیام شکسپیر}




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()
آپلود عکسقاسم سلیمانی در روستای قنات ملک در شهرستان رابر در استان کرمان به دنیا آمد.

عضویت در سپاه و جنگ ایران و عراق
وی پس از پیروزی انقلاب، درعین ادامه کار در سازمان آب کرمان، به عضویتِ مجموعهٔ «سپاه افتخاری»، که به وسیلهٔ پدرِ شهید قاضی تأسیس شده بود، درآمد.

سلیمانی بیان می‌کند که به محض بازگشت از مهاباد به ریاست پادگان قدس سپاه در کرمان منصوب می‌شود. با حمله عراق به ایران، سلیمانی چندین گردان از سپاهیان کرمان را آموزش می‌دهد و به جبهه‌های جنوب اعزام می‌کند و کمی بعد، خود در رأس یک گروهان به سوسنگرد اعزام می‌شود تا جلوی پیشروی عراق در جبههٔ مالکیه را بگیرد. سلیمانی در بیشتر عملیات عمدهٔ نظامی دوران جنگ با عراق شرکت کرد.

با پایان یافتن جنگ در ۱۳۶۷، لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشراری شد که از مرزهای شرقی کشور هدایت می‌شدند.

[مشاهده تصاویر و کلیپ ها در ادامه ی مطلب]

قاسم سلیمانی یکی از امضا کنندگان نامه تهدیدآمیز فرماندهان سپاه در جریان وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به محمد خاتمی رئیس جمهوری وقت ایران بود.

مبارزه با مواد مخدر
بی‌درنگ پس از آتش‌بس با عراق، دولت ایران، سپاه پاسداران را مأمور مبارزه با قاچاقچیان بزرگ مواد مخدر کرد. قاسم سلیمانی تا هنگام انتصاب به فرماندهی سپاه قدس، با باندهای قاچاق مواد مخدر در نزدیکی مرزهای ایران و افغانستان جنگیده‌است.

انتصاب به فرماندهی نیروی قدس
قاسم سلیمانی در سال ۱۳۷۶، هم‌زمان با اوج‌گیری طالبان در افغانستان، به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد.

انتصاب سلیمانی به فرماندهی سپاه قدس همزمان با قدرت گرفتن طالبان یک پیش‌آمد محض نبود. او از این رو انتخاب شد که بومیِ یک منطقه کوهستانی به نام رابر در کرمان بود و با نظام سیاسی جوامع قبیله‌ای به طور کلی و با جامعه افغانستان به ویژه آشنایی نزدیک داشت. او با تجربه‌ای که از جنگ داخلی کردستان داشت نیز گزینهٔ مناسبی بود، چون بنا بود در افغانستانِ عصر طالبان که درگیر جنگ‌های داخلی بود وارد عمل شود. از همه مهم‌تر این‌که سلیمانی در هشت سال جنگ با عراق و نیز مبارزه با باندهای مواد مخدر در مناطق مرزی ایران و افغانستان تا پیش از انتصابش به فرماندهی سپاه قدس تجربهٔ بی‌مانندی اندوخته بود.[۹]

مئیر داگان رئیس سابق موساد می‌گوید «او با هر گوشه از نظام رابطه دارد. او کسی است که من به آن می‌گویم باهوش از نظر سیاسی.»

در عراق
موفق الربیعی سیاست‌مدار و وزیر سابق امنیت ملی عراق در مصاحبه‌ای با روزنامه الشرق الاوسط، سلیمانی را «بدون شک قدرت‌مندترین مرد در عراق» خوانده است.به گفتهٔ او سپاه قدس به فرماندهی سلیمانی در تمامی زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی و به ویژه در منطقه سبز بغداد (که سفارت‌خانه‌های غربی و عربی و ادارات و خانه‌های مقامات دولتی و اعضای پارلمان عراق در آن قرار دارد) نفوذ دارد.نیروی قدس به رهبری سلیمانی نقش تأثیرگذاری در روند جنگ عراق داشته است.

در ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۰۷، استنلی مک‌کریستال ژنرال آمریکایی مطلع شد محمدعلی جعفری فرمانده سپاه و قاسم سلیمانی از طریق چند خودرو در حال حرکت به مرز ایران و عراق هستند. در عراق آمریکایی‌ها در حال تعقیب آن‌ها بودند. کاروان خودروها وارد ساختمان ناشناخته‌ای در شهر اربیل کردستان عراق شدند که روی آن فقط نوشته بود «کنسولگری»، که نشان می‌داد افراد داخل ساختمان تحت پوشش دیپلماتیک عملیات انجام می‌دهند. نظامیان آمریکایی وارد ساختمان شدند و ۵ ایرانی که همگی پاسپورت دیپلماتیک داشتند را دستگیر کردند، اما اثری از محمدعلی جعفری و قاسم سلیمانی نبود. به گفتهٔ مک‌کریستال، هر پنج نفر از اعضای سپاه قدس بودند. ۹ روز بعد از این واقعه، ۹ تا ۱۲ شبه نظامی به رهبری گروه شبه نظامی شیعهٔ عصائب اهل الحق طی حمله‌ای به مقر فرماندهی نظامیان آمریکا در کربلا که در بین مراکز فرماندهی پلیس عراق واقع است، سوار بر تعدادی خودروی نظامی با گذشتن از چندین لایهٔ امنیتی، به ساختمان اصلی فرماندهی که در آن هنگام ۳۰ آمریکایی در آن مستقر بود نفوذ کردند و ۴ نظامی آمریکایی را اسیر گرفتند و از منطقه خارج شدند و به نزدیکی رود فرات رفتند، در نهایت با تعقیب هلیکوپترهای آمریکایی شبه نظامیان فرار کردند و در مجموع پنج نظامی آمریکایی کشته شدند. این عملیات «برجسته‌ترین و پیچیده‌ترین عملیات در طول چهار سال جنگ» در عراق توصیف شده و افسران آمریکایی و مقامات عراق ادعا کرده‌اند ایران در آن نقش داشته و پاسخی به اسارت ۵ ایرانی در اربیل بوده است. این نخستین بار بود که آمریکایی‌ها مستقیماً به قاسم سلیمانی و نقش او در عراق اشاره کردند.

در سال ۲۰۰۹، گزارشی افشا شد که کریستوفر رابرت هیل ‏(en)‏ و ریموند تی اودیرنو ‏(en)‏ (بالاترین مقامات آمریکا در بغداد در آن هنگام) در دفتر جلال طالبانی (که از دهه‌ها پیش با سلیمانی ارتباط داشته است) با قاسم سلیمانی ملاقات کرده‌اند. هیل و اودیرنو بعداً این خبر را رد کردند.

در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۰، جیمز جفری (سفیر آمریکا در عراق) و لوید آستین (فرمانده ارشد نظامیان آمریکا در عراق)، در بیانیه‌ای تشکیل دولت جدید عراق به رهبری نوری المالکی را تبریک گفتند. به گفتهٔ سران عراقی، هنگام انتشار این بیانیه، آمریکایی‌ها خودشان می‌دانستند که در واقع سلیمانی آن‌ها را از عراق بیرون کرده است. حزب ایاد علاوی سیاست‌مدار سکولار طرف‌دار آمریکا، اکثریت اعضای پارلمان را داشت ولی در نهایت به قدرت نرسید چون آمریکا او را به نفع نوری المالکی کنار زد. به گفتهٔ خود علاوی، اگر او نخست‌وزیر می‌شد نیازمند حمایت آمریکا بود، اما آمریکا مایل بود عراق را ترک کند، و «عراق را به ایران داد». درنهایت جلال طالبانی و نوری المالکی که هر دو از نزدیکان و کاندیداهای مورد ترجیح سلیمانی بودند، به قدرت رسیدند. رهبر سابق عراق می‌گوید «ما به آمریکایی‌ها می‌خندیدیم ... سلیمانی کاملاً آن‌ها را ضربه‌فنی کرد، و آمریکایی‌ها در ظاهر تشکیل دولت جدید را به یکدیگر تبریک می‌گفتند.»[۱۰]

گفته شده است سلیمانی پیامی را از طریق یک پیامک به جلال طالبانی به دیوید پترائوس ژنرال آمریکایی و رئیس سازمان سیا فرستاده است با این محتوا که: «پترائوس عزیز، شما باید بدانید که من سیاست‌های ایران در قبال عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترل می‌کنم. در واقع سفیری که در بغداد است از اعضای نیروی قدس است. شخصی که قرار است جایگزین او شود هم از اعضای نیروی قدس است.»

سلیمانی خود در نشست مقدماتی «کنفرانس جوانان و بیداری اسلامی» گفت: «ایران در جنوب لبنان و عراق نیز حضور دارد. در واقع این مناطق به نوعی تحت تأثیر عملکرد و تفکر جمهوری اسلامی ایران هستند.» اما تعدادی از نمایندگان پارلمان عراق در بیانیه‌ای سخنان سلیمانی را محکوم کرده و وی را دچار توهم خواندند.

سردار قاسم سلیمانی,زندگی نامه,عکس,فیلم,قاسم سلیمانی


فرماندهی ارتش عراق
پس از یورش پیکارجویان افراطی دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در ژوئن ۲۰۱۴ (خرداد ۱۳۹۳) به شمال عراق و تصرف برخی از شهرهای این کشور از جمله موصل و تکریت و از هم پاشیدن ارتش عراق و ناتوانی نیروهای مسلح این کشور در نبرد با داعش و پس از جدی شدن خطر تصرف بغداد (پایتخت عراق) توسط این گروه تروریستی، روزنامه ساندی تایمز انگلیس، وال‌استریت ژورنال و نیویورک تایمز مدعی شدند ایران فرماندهی ارتش از هم فروپاشیده عراق را برعهده گرفته تا با نیروهای گروه تروریستی داعش مقابله کند. ژنرال قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران، عملیات دفاع از بغداد پایتخت عراق را در مقابل حملات نیروهای گروه تروریستی داعش، فرماندهی می‌کند. یک منبع عراقی مدعی شد: سردار سلیمانی با ۶۷ مشاور ارشد خود به عراق سفر کرد و فرماندهی عملیات‌ها را برعهده گرفت و بر استقرار نیروهای عراقی و برنامه‌ریزی برای عملیات، نظارت دارد.

در کردستان عراق
در تابستان ۱۳۹۳ به دنبال هک شدن ایمیل نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران مکاتباتی افشا شد که این مقام باسابقه کرد در تهران را مقابل پرسش رسانه‌ها قرار داد. در این مکاتبات، به یک مقام ایرانی بیش از بقیه اشاره شده بود: قاسم سلیمانی. این نخستین بار بود که یک مقام ارشد حکومت اقلیم کردستان عراق با صراحت و با جزئیات به نقش تعیین‌کننده فرماندهی می‌پرداخت که سال‌ها پیش رسانه‌های عراق به او لقب "ژنرال بی‌سایه" داده بودند. در بسیاری از این نامه‌ها از شخص سومی با اسم اختصاری "حاجی" یاد می‌شود؛ فردی که آقای دباغ در برنامه اخیر تلویزیونی خود، او را این‌گونه معرفی کرد: "طبیعتاً وقتی اسم سپاه قدس می‌آید، در رأس آن نام قاسم سلیمانی نیز تداعی می‌شود؛ او شخصِ اول خاورمیانه است."سردار امیرعلی حجازی سرپرست واحد هوافضای سپاه پاسداران مهر ماه ۱۳۹۳ طی گفتگویی تایید کرد که آقای سلیمانی و ۷۰ نفر از سربازان او به جنگجویان کرد عراقی کمک کردند مانع پیشروی داعش شدند.

جنگ داخلی سوریه
جان مگوایر افسر سابق سیا گفته است نبرد القصیر (۲۰۱۳) ‏(en)‏ که منجر به بازپس‌گیری شهر استراتژیک القصیر توسط ارتش سوریه و نقطهٔ عطفی در جنگ بود، تحت نظارت و فرماندهی سلیمانی بوده است و این نبرد را «یک پیروزی بزرگ» برای او خوانده است.

پس از وقوع یک انفجار مهیب در دمشق که به کشته و زخمی شدن چندین مقام سوری انجامید رسانه‌های جهان گزارش دادند که قاسم سلیمانی نیز در میان کشته‌شدگان قرار دارد و شایعه دخالت ایران در سوریه و کمک به بشار اسد برای سرکوب مخالفان قوت گرفت. چند روز پس از این ادعا قاسم سلیمانی در دیدار مسئولان نظام ایران با سید علی خامنه‌ای در تهران حضور یافت.

مجلهٔ وایرد او را در نخستین جایگاه فهرست «خطرناک‌ترین مردم جهان» قرار داده است.[۲۳] نشریه نیویورکر وی را تاثیرگذارترین فرمانده نظامی جنگ داخلی سوریه لقب داده است.[۲۴] قاسم سلیمانی روز پنجشنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۱۵ دو روز پس از حمله اسرائیل به کاروان نظامی مشترک ایران و حزب‌الله در القنیطره که به کشته شدن جهاد مغنیه فرزند عماد مغنیه منجر شد در بیروت حاضر شده و پس از ملاقات با حسن نصرالله به زیارت مزار جهاد مغنیه رفت، که احتمالات درباره نقش مؤثر وی در برنامه ریزی برای عکس العملی موشکی حزب‌الله دربرابر اسرائیل را تقویت می‌کند.[۲۵]

تحریم و تهدید به ترور
مقامات وزارت امورخارجه ایالات متحده آمریکا وی را متهم به همکاری با نیروهای امنیتی سوریه در جریان اعتراضات در این کشور و سرکوب مخالفان بشار اسد کرده‌است. در پی این اتهام وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا وی را تحریم کرده‌است.[۲۶]

پس از تکرار بسیار نام قاسم سلیمانی در رسانه‌های جهان، خبرگزاری فرانسه خبری را منتشر ساخت که از احتمال ترور وی توسط دولت آمریکا پرده بر می‌داشت. بر اساس این خبر جک کین فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا که در نشست استماع کنگره آمریکا حضور داشت با اشاره به طرح ترور مقامات ایرانی به ویژه مقامات ارشد سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، گفت: چرا آن‌ها را به قتل نرسانیم؟ آنها قریب به هزار آمریکایی را کشته‌اند، چرا ما عامدانه آنها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم که اقدام نظامی انجام دهیم، من پیشنهاد می‌دهم عملیات محرمانه انجام دهیم. باید فشارهای شدیدی روی آن‌ها اعمال کنیم. همچنین رویل مارک گریچ از کارشناسان مؤسسه به دفاع از دموکراسی اظهار داشت: آنان به اندازه ما دارای منطق نیستند، فکر نمی‌کنم بتوانید بدون به قتل رساندن یکی از آن‌ها، مرعوب‌شان کنید. قاسم سلیمانی خیلی زیاد سفر می‌کند، بروید او را دستگیر کنید یا به قتل برسانید! به گزارش خبرگزاری فرانسه در ادامه این اظهارت برخی از نمایندگان آمریکایی اعلام کردند ما انجام هرگونه اقدامی درباره ایران را دور از ذهن نمی‌دانیم اما از ابراز موافقت با اظهارات جک کین سر باز زدند.[۲۷]

در رسانه‌های داخلی
گروه موسیقی سنتی ایرانی نبض در مراسمی که روز ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شد، ترانه‌ای را به سلیمانی تقدیم کرد. این کلیپ توسط خبرگزاری فارس منتشر شد . بسیاری از وب سایت‌های اصولگرای ایرانی این کلیپ را بازنشر کردند. شعر این ترانه به تلاش‌های سلیمانی برای نجات کشورهای عربی از دست داعش، و همچنین «آزادی» بیت المقدس و غزه می‌پردازد. در صفحه‌ای که پشت سر خواننده است، عکسی از آقای سلیمانی در کنار فرمانده شبه نظامیان شیعه سپاه بدر، رزمندگان کرد و دیگر جنگجویان دیده می‌شود.

در رسانه‌های غربی
نیویورک تایمز، در سپتامبر ۲۰۱۳ او را به عنوان «دشمنی که هم مورد تنفر و هم مورد تحسین است» توصیف کرد. جان مگوایر افسر سابق سازمان سیا در عراق می‌گوید «او قوی‌ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است ... و هیچ‌کس او را نمی‌شناسد.»

خبرگزاری فرانسه از او به عنوان «چهره‌ای مرموز» نام برد.
هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک در نسخه بین‌المللی خود در ۳ دسامبر ۲۰۱۴ تصویری از قاسم سلیمانی را بر روی جلد خود چاپ کرد و در کنار تصویر وی بر روی جلد خود نوشت: «اول با آمریکا می‌جنگید، الان داعش را درهم می‌کوبد، او فرد باهوشی و عاشق جنگ است و خودش هم می‌داند که زبده این کار است.»

در رسانه‌های عربی
ترانه‌ای برای "ترساندن اسرائیل و داعش

شماری از کاربران یوتیوب ترانه‌ای عربی را منتشر کردند. شعر این ترانه که از آبان تا دی ۱۳۹۳ از سوی وب سایت‌های ایرانی بازنشر شد، را علی برکت خواننده لبنانی طرفدار حزب‌الله سروده است. او در سال ۱۳۹۳ برای مدت کوتاعی به دلیل اشعار ضد سعودی اش بازداشت شد. بسیاری از وب سایت‌های ایرانی این ترانه را تحت عنوان " ترانه‌ای برای ترساندن اسرائیل و داعش" منتشر کرده‌اند

شعری برای فرمانده حاج قاسم سلیمانی
شاکر العبودی، خواننده عراقی، در مدح سلیمانی ترانه‌ای به عربی خوانده که آخرین بار در بهمن ماه ۱۳۹۳ در YouTube منتشر شد. بسیاری از وب سایت‌ها و وبلاگ‌های ایرانی این ترانه را بازنشر کردند. این کلیپ در یوتیوب توسط کاربری بنام «محمد الاعقابی» منتشر شد و عنوان آن «شعری برای فرمانده حاج قاسم سلیمانی» است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()
آیا میدانید زنبور در هر ثانیه 200بار بال میزند.
آیا میدانید در ایران قبیله ای است که قد بلند ترین آنها یک متر است.
آیا میدانید پروانه با پاهای خود شهد گل ها را بیرون میکشد.
آیا میدانید کوچکترین پدر جهان پسری 10ساله است و از زنی 22ساله صاحب فرزند شده است.
آیا میدانید قبیله ای در ایران هست که همه ی مردم آن حنی حیواناتشان هم کور هستند.
آیا میدانید انسان نکامل یافته ی میمون است.
آیا میدانید در ملک الموت یعنی ازراییل در شبانه روز 365بار شما را نگاه میکند.
آیا میدانید کل هستی از دو ستره بوجود آمده اند.
آیا میدانید کوچکتربن پدر و مادر دنیا 10و11 سال سن دارند.
آیا میدانید گروه دائش از علائم ظهور آقا حضرت مهدی{عج}است.
نظر یادتون نره.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()
آپلود عکس 

با سلام خدمت شما ذوستان عزیز
در تاریخ 94/2/23ساعت 11:15 بازی برگشت فوق العاده زیبا وحساسه بارسلونا و بایرن مونیخ بود.این بازی در مونیخ بود و بارسلونا 2-3 از بایرن باخت.
هر دو گل بارسا رو نیمار به ثمر رسوند و سه گل بایرن رو به ترتیب بن ایتان-مولر-لواندوسکی به ثمر رسوندن.
بارسا بدلیله برد 0-3 و درخششه مسی در نیوکمپ وبرد 3-5در مجموع به فینال رسید و یونتوس بعد از برد 2-3  در مجموع مقابل رئال مادرید حریف بارسا شد.بازی این دو تیم اسپانیایی و ایتالیایی 16خرداد در برلین-آلمان است.
این سه مهاجم بارسا یعنی مسی،نیمار و سو آرز در یک فصل 158گل زدند ومثلث آتشینی درست کرده اند و موجب ترس ایتالیایی ها شده اند.
به امید برد بارسا و قهرمانی او در جام باشگاه های اروپا
نظر یادتون نره




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 25 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمد حاجی زاده
نظرات ()